تبليغاتX
کوثر بی کرانه
کوثر بی کرانه

      

 

امام جعفر صادق (ع) :

خداوند نمازها را در محبوب ترین ساعت ها بر شما واجب فرموده است پس

حاجت های خود را بعد از خواندن نماز واجب درخواست کنید .

( وسائل الشیعه جلد 4 ص 1015 )

ارسال در تاريخ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 توسط کوثر

ای بی نشانه‏ ای که خدا را نشانه‏ ای
هر سو نشان توست، ولی بی نشانه ‏ای
ای روح پر فتوح کمال و بلوغ و رشد
چون خون عشق در رگ هستی روانه‏ ای

با یاد روی خوب تو می‏ خندد آفتاب
بر خاک خسته رویش گل را بهانه ‏ای
ای ناتمام قصه شیرین زندگی
تفسیر سرخ زندگی جاودانه‏ ای
تصویر شاعرانه در خود گریستن
راز بلند سوختن عارفانه‏ ای
هیهات، خاک پای تو و بوسه ‏های ما؟!
تو آفتاب عشق بلند، آستانه‏ ای
در باور زمانه نگنجد خیال تو
آری حقیقتی بحقیقت فسانه‏ ای
زهرای پاک ای غم زیبای دلنشین
                                                  تو خواندنی‏ ترین غزل عاشقانه ‏ای      فاطمه راکعی

  

مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن

ارسال در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت1391 توسط کوثر

منتظران بهار! بوی شکفتن رسید
مژده به گل‌ها برید، یار به گلشن رسید
لمعه مهر ازل، بر در و دیوار تافت
جام تجلی به دست، نور ز ایمن رسید
نامه و پیغام را رسم تکلف نماند
فکر عبارت کراست معنی روشن رسید
زین چمنستان کنون، بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق، هیچ کس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت، وقت رسیدن رسید

بیدل

ارسال در تاريخ چهارشنبه 2 فروردین1391 توسط کوثر
صحن حرم از نسیم پر بود

از پرپر یا کریم پر بود

خورشید دوباره بوسه می زد
بر چهره مهربان گنبد

گنبد پر از آفتاب می شد
آهسته غم من آب می شد

رفتم طرف ضریح او باز
تا پر شوم از هوای پرواز

اطراف ضریح گریه ها بود
دلهای شکسته و دعا بود

دلها همه زیر بارش اشک
مانند کبوتری رها بود

عطر گل یاس در دل من
عطر صلوات در فضا بود

سید سعید هاشمی


خدا رو شکر که دوباره زیارت امام رضا (ع) نصیبم شد ، شاید دلم موقع رفتن دوست خوبم زینب جان به کربلا خیلی شکسته بود که امام رئوفم دست دلم رو دوباره گرفت .

از دوستان بابت پیام های پر از مهرشان سپاسگذارم و ان شاء اله نائب الزیاره همه شما خوبان خواهم بود .

ارسال در تاريخ چهارشنبه 3 اسفند1390 توسط کوثر
در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت .
 
                        
 
روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند :   عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد !
روستا زاده پیر در جواب گفت :
از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟ 
و همسایه ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است! 
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت .
این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند : عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب دیگر به خانه برگشت .
 پیرمرد بار دیگر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟ 
فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست . همسایه ها بار دیگر آمدند : عجب شانس بدی !
کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟
چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند : خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد کودن ! چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدن و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمین دور دستی با خود بردند .  پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد همسایه ها برای تبریک به خانه پیرمرد آمدند . « عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد »
و کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که ....؟ »
*********************

همیشه زمان ثابت می کند که بسیاری از رویدادها را که بدبیاری و مسائل لاینحل زندگی خود می پنداشته صلاح و خیرمان بوده و آن مسائل ، نعمات و فرصتهایی بوده که زندگی به ما اهدا کرده است .

 « عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئا و هو شرلکم والله یعلم وانتم لا تعلمون .... »
چه بسا چیزی را شما دوست ندارید و در حقیقت خیر شما در آن بوده و چه بسا چیزی را دوست دارید و در واقع برای شما شر است خداوند داناست و شما نمیدانید .

ارسال در تاريخ چهارشنبه 26 بهمن1390 توسط کوثر

م

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع)

بر همه مسلمانان عالم تبریک و تهنیت باد

ولود

 

ز یک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان ­آرا

که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان­ها را

دو مرآت جمال حق، دو دریای کمال حق

دو نور لایزال حق، دو شمع جمع محفل­ها

دو وجه الله ربانی، دو سرّ الله سبحانی

دو رخسار سماواتی، دو انسان خدا سیما

دو عیسی دم، دو موسی ید، دو حُسن خالق سرمد

یکی صادقu یکی احمد یکی عالی یکی اعلا

یکی بنیانگر مکتب، یکی آرندة مذهب

یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه 21 بهمن1390 توسط کوثر

 

روزی انسان از پروردگار پرسید :

خدایا اگر همه چیز در سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد ؟

خداوند خندید و گفت :

شاید من نوشته باشم هر چه آرزو کرد ... !!

                  

ارسال در تاريخ شنبه 15 بهمن1390 توسط کوثر

سامره امشب تماشایی شده
جنت گل هـای زهرایی شده
لحظه لحظه، دسته دسته از فلک
همچو باران از سمـا بارد ملک
می زنند از شوق دائم بال و پر
در حضـور حجت ثانـی عشر
ملک هستی در یم شادی گم است
بعثت است این، یا غدیر دوم است
یوسف زهرا بـه دست داورش
می نهد تاج امـامت بـر سرش
عید «جاء الحـق» مبارک بر همه
خاصـه بـر سـادات آل فاطمه
عید آدم عیـد خاتم آمده
عید مظلومـان عالم آمده

           



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 12 بهمن1390 توسط کوثر
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.
قالب وبلاگ